
کرمی که توی من بود خود را به خواب میزد
از خواب میگذشت و خود را به آب میزد
میرفت عین بودن، میماند عین رفتن
کرمم مرا نمیدید هی پیچ و تاب میزد
مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن
در کرم خود تنیدم قصد خراب میزد
مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن
هی من به قاب میزد هی او به قاب میزد
پینوشت: در تنگنای قافیه ماندم وَ عر زدم/ وزن قدیم را نشکاندم و ضر* زدم
* اگر دوست داشتید میتوانید برای رعایت قافیه، ضِر را ضَر یا عَر را عِر بخوانید؛ مهم این است که حتمن وَ، با فتحه خوانده شود