تبليغاتX
نــا خــــا نــــــا - عکس‌هایی از کبودی‌های مسجد کبود و ماجرای عشق صالحه به مانایی

عکس از کاوه بغدادچی

عکس‌های زیبای کاوه بغدادچی را از مسجد کبود می‌توانید این‌جا ببینید.

نخستین سنگ‌ بنای مسجد کبود تبریز را صالحه خانوم گذاشت؛ نه این‌که خودش آستین بالا بزند و سنگ را از جایی بردارد و بگذارد جای مسجد کبود فعلی؛ این‌قدرها به خودش زحمت نداد بلکه در کمال خونسردی از پدرش ـ که اتفاقن از مقتدرترین حکمرانان سلسله قراقویونلو بود ـ خواست که مسجدی با رنگ‌های آسمان بسازد. سلطان جهانشاه هم که احتمالن دخترش را لای پر ِ قو بزرگ کرده بود، برای خرسندی او مسجدی ساخت با کاشی‌های لاجوردی و معرق. مسجد کبود در سال ۸۷۰ هجری قمری ساخته شد. نمی‌دانم اگر صالحه خانوم می‌دانست که سه قرن بعد ـ یعنی در سال ۱۱۹۳ هجری قمری ـ قرار است زلزله‌ای تبریز را بلرزاند و مسجدش را کبود کند، باز هم از پدرش می‌خواست که آن را بسازد یا نه. البته صالحه خانوم با این خواستن، خواسته یا ناخواسته خودش را در تاریخ ماندگار کرد.

مسجد کبود تبریز در یکی از خیابان‌های این شهر با اقتدار ایستاده و گردشگران را به گشتن در هزارتوهای خود دعوت می‌کند و حرف‌های زیادی هم برای گفتن دارد؛ حرف‌های کبود. این مسجد از ابتدا کبود نبود؛ رنج‌ها و دردهایش در طول زمان او را کبود کرد.

من امروز می‌خواستم ناخانا را با مطلب دیگری به‌روز کنم؛ یادداشتی که از کبودی دندانم حکایت داشت اما صبح، طبق معمول، وبلاگ‌هایی که به‌روز شده بودند را باز کردم و در وبلاگ دلتنگی‌های پیکسلی عکس‌های زیبای مسجد کبود‌ را دیدم و کلی ذوق کردم و وقتی ذوق‌مرگ شدم که یادداشت کاوه بغدادچی عزیز را خواندم. او با تقدیم کردن این پست‌اش به من، بنده را حسابی شرمنده کرده است. کاوه هم مانند من اصالتن اهل تبریز است و عاشق این شهر.

مرداد سال گذشته گفت‌وگویی داشتم با سیدمهدی شجاعی که قرار بود در شرق چاپ شود. آن‌موقع کاوه بغدادچی عکاس شرق بود و از طرف روزنامه برای پوشش تصویری این گفت‌وگو انتخاب شده بود. گفت‌وگوی من دو ساعت طول کشید و کاوه‌ عین دو ساعت را ماند و عکس گرفت. من آن روز خیلی تعجب کردم؛ چون عکاس‌ها معمولن در گفت‌وگوهای خبری چند تا عکس می‌گیرند و می‌روند و برایشان مهم نیست که حالت‌های مختلف مصاحبه‌شونده را ثبت کنند. به هرحال شخص مصاحبه‌شونده در طول گفت‌وگو می‌خندد؛ خشمگین می‌شود؛ به فکر فرو می‌رود؛ پشیمان می‌شود؛ غمگین می‌شود حتا ممکن است اشک بریزد و همه‌ی این حالت‌ها را یک عکاس صبور می‌تواند ثبت کند. پس از چند روز شنیدم که عکس‌های کاوه برای نمایش در نمایشگاه عکاسان ایرانی در ایتالیا انتخاب شده و فهمیدم که کارش درست است. 
اسم کاوه بغدادچی را چندی پیش هم در میان برگزیدگان جشنواره عکس ایران ما دیدم و خوشحال شدم. برای کاوه‌ی جوان ـ که دارد افتخار می‌آفریند ـ آرزوی موفقیت دارم. 

اين هم عكس هاي حامد حق دوست از مسجد كبود.

 


سگ می‌بارد از آسمان/ حال من چه ولگرد است 
+ نوشته شده در دهم اردیبهشت 1387ساعت توسط لیلا ملک‌محمدی |