
"کاظم فائقی"ِ هفتادوشش ساله که مترجم بیش از سیصد جلد کتاب برای کودکان و نوجوانان است پس از بازدید از نمایشگاه کتاب، هنگام پایین آمدن از یکی از سراشیبیهای تند مصلای تهران، تعادل خود را از دست داد و افتاد و دچار شکستگی مچ دست شد.
این مترجم که خواسته بود لطف نخستین روز نمایشگاه کتاب را از دست ندهد همراه با دختر خود به بازدید از نمایشگاه اقدام کرده بود که متأسفانه هنگام بازگشت، در ضلع شمال شرقی مصلا برای او این اتفاق افتاد.
پس از زمینخوردن فائقی، چند نفر از جوانانی که آنجا حضور داشتند به اورژانس نمایشگاه زنگ زدند و البته اورژانس آمد. اگر مساحت مصلا را در نظر بگیریم، رسیدن اورژانس پس از ده دقیقه نشان میدهد که خیلی زود نیامد.
البته دختر کاظم فائقی اصرار داشت که با ماشین شخصی خودش، پدرش را به یک بیمارستان برساند اما به اصرار من و چند جوان حاضر در صحنه راضی شد تا این کار را به اورژانس نمایشگاه بسپارد. قرارشد فائقی را به بیمارستان فیروزگر منتقل کنند. از آنجاییکه ما در خبرها شنیده بودیم بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب به محض ورود به مصلا بیمه هستند، فکر کردیم هزینههای درمان این مترجم توسط مدیران اجرایی نمایشگاه پرداخت میشود اما ظاهرن تمام هزینههای درمان وی توسط خانوادهاش پرداخت شده و نمایشگاه هیچ مسئولیتی را در این باره قبول نکرده است. از این گذشته در مدت این چند روز هیچکس بازجوی حال این مترجم نیز نشده است.
اگر این را نگویم خفه میشوم در همان قسمت از مصلا نیز یک آبخوری پیدا نمیشد تا سر و صورت خونی این بازدیدکننده شسته شود و تشنگان دریای مصلی باید از غرفههای فروش اجناس خوراکی، آبمعدنی میخریدند و نوش جان میکردند. خانم فائقی نیز که به خریدن آب اقدام کرده بود، پس از زمینخوردن پدرش، خدا را شکر میکرد که آب خریده است تا گلوی پدر پیرش را سیراب کند.
در این خبر ِ فارس، معاون اجرایی نمایشگاه گفته که براي رفاه حال بازديدكنندگان، تمهيدات لازم انديشيده شده و جاي هيچگونه نگراني نيست و تمام بازديدكنندگان در ايام برگزاري نمايشگاه تحت پوشش بيمه حوادث خواهند بود.
به دلیل دزدیده شدن تلفن همراهم نتوانستم از صحنهی دلخراش زمینخوردن استاد فائقی عکس بگیرم؛ بنابراین عکس بالا را از اینجا برداشتم.
نامهی شکایتآمیز کاظم فائقی به برگزارکنندگان نمایشگاه کتاب
+
نوشته شده در شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط لیلا ملکمحمدی
|