
کوثر برادران یکی از دوقلوهای علیرضا برادران بود. علیرضا برادران همان عکاسی بود که دو تا دختر یک شکل داشت. همانی که توی آن هواپیمای لعنتی C - ۱۳۰ بود. همانی که عینک داشت و دست چپش را گذاشته بود زیر چانهاش و به تو نگاه میکرد. تو همانی میتوانی باشی که در مراسم تشییع پیکر چندین خبرنگار و عکاس شرکت کردهای و اتفاقن میتوانی زل زده باشی به چشمهای برادران؛ به چشمهای خواهران. حالا کوثر برادران مرد. پریروز در بیمارستان لقمان نماند و رفت پیش پدرش. نمیدانم از مادرش اجازه گرفته بود یا نه. خبر مردنش را که شنیدم گفتم
تف به این زندگی!آقایان! خانمها! شما که سرتاسر زمستان ۸۴ را با این بحث گذراندید که آیا خبرنگاران و عکاسانی که به C - ۱۳۰ ی شما اعتماد کردند، شهید شدهاند یا نشدهاند، به نظرتان الان کوثر شهید به حساب میآید یا نه؟ مادر کوثر چه؟ میتوانیم به او بگوییم شهید ِ زنده یا مادر ِ شهید؟
راستی ما چندتای دیگر هواپیمای C - ۱۳۰ داریم و چندتای دیگر بیمارستان لقمان؟
پریروز با خواندن
خبر درگذشت کوثر تلخ شدم و امروز با دیدن
فیلم تشییع پیکر کوچک کوثر. بیچاره مادرش! بیچاره خواهرش!
+
نوشته شده در بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت توسط لیلا ملکمحمدی
|